ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

449

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

« بعت بيتى بقصرين » . كه ترجمه ظاهر معنى چنين است : خانه‌ام را به دو قصر فروختم . يوحنا گفت : ناهار خود را تأخير بيندازيد . مقصود متوكل اين بود ، كه بگويد « تعشيت فضرنى » كه ( شام خوردم مرا ضرر زد ) كه تصحيف جملهء اول مىباشد . پاسخ ابن ماسويه متضمن معالجه هم بود ، زيرا گفته بود ، شام خوردم به من ضرر زد . ابن حمدون النديم در حضور متوكل از يوحنا گله كرد . يوحنا در جواب گفت اگر به‌جاى جهلى كه در تست عقل بود و آن عقل را بر يك‌صد سوسك تقسيم مىكردند ، هريك از آنها از ارسطوطاليس عاقل‌تر مىشدند . در كتاب « جراب الدوله » ديدم ( ابن ابى اصيبعه ) نوشته است : ابن ماسويه طبيب بنزد متوكل رفت . متوكل به خادم گفت : برو ادرار فلانى را در شيشه ريخته بياور كه يوحنا معاينه كند . خادم رفت و قاروره را آورد . يوحنا آن را ديد و گفت : قطعا اين بول قاطر است . متوكل گفت : از كجا دانستى قاروره قاطر است ؟ يوحنا گفت : صاحبش را احضار نمائيد ، كه او را ببينم ، تا صدق گفتار معلوم گردد . متوكل امر كرد تا صاحب قاروره را آوردند . چون بحضور رسيد ، يوحنا پرسيد ديشب چه خوردى ؟ جواب داد نان جو و آب صاف و پاكيزه . يوحنا گفت : به خدا قسم اين غذاى امروز الاغ من است . از نوشتهء مختار بن حسن بن بطلان نقل مىكنم : كه « ابو عثمان جاحظ » و يوحنا - ابن ماسويه به‌طورىكه در خاطر دارم ، بر سفرهء اسماعيل بن بلبل وزير نشسته بودند . يكى از غذاها مضيره ( آش دوغ ) بود ، كه آن را بعد از خوراك ماهى آوردند . يوحنا از خوردن آن دو باهم امتناع نمود . ابو عثمان به او گفت : اى شيخ طبيعت ماهى از دو حال خارج نيست . يا با طبيعت ماست يكى يا مغاير است . اگر طبع هريك ضد طبع ديگرى باشد ، پس دواى آن خواهد بود و اگر يك طبع داشته باشند ، مثل آنست كه از يك چيز خورده باشيم . يوحنا گفت : به خدا قسم اطلاعى از علم كلام ندارم . اى ابو عثمان بخور ببين فردا چه پيش